السيد الخميني

318

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

بخواهم به اهل زمين بدى رسانم ، ياد آنها كنم ، پس رفع كنم آن را از آنان به واسطه آنها " » . شرح : از اين حديث شريف معلوم مىشود كه تورات رايج بين يهود محرَّف است و تغييراتى يافته . و علم تورات صحيح پيش اهل بيت - عليهم السلام - بوده . و از مطالب تورات و انجيل رايج نيز معلوم مىشود كه كلام يك نفر بشر متعارف هم نيست ، بلكه با اوهام بعض اهل شهوت و هواى نفس منسجم گرديده . محدّث محقّق ، مرحوم مجلسى - رحمه اللَّه - فرمايد : « گويا غرض حضرت موسى از اين سؤال اين بوده كه آداب دعا را سؤال كند ، با علمش به اين‌كه حق تعالى اقرب است به ما از حبل وريد به احاطهء علمى و قدرت و عليت . يعنى آيا دوست دارى مناجات كنم تو را چنان‌كه نزديك مناجات مىكند ؛ يا صدا زنم تو را چنان‌كه بعيد صدا مىزند . و به عبارت ديگر ، وقتى به سوى تو نظر مىكنم تو از هر نزديكى نزديكترى ؛ و وقتى به سوى خودم نظر مىكنم خود را در غايت دورى مىبينم . پس نمىدانم در دعا حال تو را ملاحظه كنم يا حال خود را . و احتمال مىرود اين سؤال از غير يا از قِبل غير باشد ، مثل سؤال رؤيت » « 1 » انتهى كلامه . در احاطهء قيّومى حق تعالى محتمل است كه جناب موسى حال عجز خود را از كيفيت دعا بيان مىكند . عرض مىكند : بار پروردگارا ، تو منزّهى از اتصاف به قرب و بعد تا چون قريبان يا بعيدان تو را بخوانم ؛ پس من متحيّرم در امر و هيچ‌گونه دعا را در خور پيشگاه جلال تو نمىدانم . تو خود به من اجازهء ورود به دعا و كيفيت آن را مرحمت فرما ؛ و تعليم فرما مرا آنچه مناسب مقام مقدّس تو است . پس جواب از مصدر جلال عزّت صادر شد كه من حضور قيّومى دارم در جميع نشآت ؛ همهء عوالم محضر من است ؛ من جليس آنانم كه يادم كنند و همنشين كسانى هستم كه متذكرم شوند . البته آن ذات مقدس متصف به قرب و بعد

--> ( 1 ) . مرآة العقول ، ج 12 ، ص 122 .